عبد الرضا سالار بهزادى
203
بلوچستان در سالهاى 1307 تا 1317 قمرى ( فارسى )
و الحمد للّه رفع ناخوشى اينجانب شد و حال كمال سلامتى و دماغم بسيار خوب و خيلى هم چاق شدهام ، دانسته شما باشيد . از حالات مقرب الحضرت الوالا سيد محمد خان 37 بخواهيد لله الحمد آن هم سردماغ است و منزل اينجانب مىباشد و مطلب اين است كه آنچه اسباب و يراق و مال و جنس از سيد محمد خان بردهايد و نزد هركس مىباشد ، تماما را از آنها بگيريد و نگاه بداريد نزد خودتان . و اگر خدا نخواسته يك پارچه از لباس و اسباب او علت و نقصى كرده باشد ، دانسته باش كه به جان عزيزى آقاى اسد اللّه خان ياور قسم است كه چوبى به شما خواهم زد كه بدانيد . البته تمام و كمال اسبابها [ ى ] او را بگير و نگاه بدار . مطلب ديگر اين است كه بندگان حضرت اشرف امجد نواب و الا آقاى فرمانفرماى مراجعت از سفر رودبار ، اينجانب را خواسته و حضورا مبلغ سه هزار و دويست و پنجاه تومان نقدا التفات و مرحمت فرمودند ، و ماهى پنجاه تومان هم ماهيانه مرحمت فرمودند جهت مخارج ؛ و يكصد خروار جنس از جهت جيره و عليق التفات فرمودند . و الحمد للّه در كمال صحت و سلامتى مىباشم و از بابت اينجانب خيلى خاطرت جمع باشد كه خيلى خوب است زياده زحمت ندارد . باقى . . . 38 است ؛ و هرگاه كاغذى از براى من بخواهى بفرستى ، بنويسيد و به جهت عاليجاهان نواب خان سرهنگ و حسين خان ياور بفرستيد ، به اينجانب مىرسانند . زياده سفارشى ندارم » . نقش مهر پشت كاغذ : « على اللّه التوكل . . . ابو الفتح » . 39 9 نامه بدون پاكت با مهر « فرمانفرما » . متن نامه : « خان سرتيپ سواد كاغذ ابو الفتح خان را كه به حاجى مولا داد خان نوشته ، خدمت سركار اشرف و الا شاهزاده حشمت السلطنه - نايب الاياله - زيد اقباله فرستاده بوديد ملاحظه كردم و مستحضر شدم . لزوما اين مطلب را به شما 40 مرقوم مىداريم كه هم خودتان تكليف خود را در استقلال و استقرار بر حكومت بلوچستان بدانيد و هم تمام اهالى بلوچستان از عالى و دانى و نوكر و رعيت و خوانين و غيره بر اين مطلب اطلاع و آگاهى حاصل نمايند . هركسى در حد و مقام خود دوست دارد ، دشمن هم دارد . هرچه 41 دوست باشد ، هميشه طالب عزت [ ؟ ] و اقتدار شخص است . امّا دشمن حقش اين است كه شخص را مخذول و منكوب و معزول و خفيف بخواهد ، ليكن شخص شنونده بايد عاقل باشد . در مدّتى كه ابو الفتح خان مأمور بلوچستان بود مكرّر به من مىنوشت كه آنجاها 42 شهرت دادهاند زين العابدين خان سرتيپ به بلوچستان مىآيد و حاكم شده است ، و حال اينكه ابدا اينطور چيزى نبود و حكومت بلوچستان هم ابدا به شما واگذار نشده بود . به ابو الفتح خان هم ما مىنوشتيم به اين اراجيف اعتنا نكند و از هركس اين مزخرفات را مىگويد و شهرت مىدهد تنبيه و تأديب نمايد . حالا كه شما حكومت بلوچستان را مقدرا لابد باز همانطور است . 43 و مردمان ياوهگو در همهجا بسيارند و